جوان منتظر

قصرشیرین

جوان منتظر

قصرشیرین

این وبلاگ یک وبلاگ چند منظوره است که تمرکز ان بر مسائل و موضوعات روز است که در کنارموضوعات مذهبی،اخبار،رسانه،سینما،فناوری اطلاعات،امنیت،استراتژی و سرگرمی سعی در افزایش اگاهی نسبت به حقایق دارد

جنبش letter4u

log
طبقه بندی موضوعی
جستجو در وبلاگ
حدیث

خبر زیر در سال 2013 در پایگاه خبری ynetnews که متعلق به رژیم صهیونیستی است منتشر شده و چند هفته اخیر در برخی سایتها و وبلاگها بازنشر و به ان پرداخته شده که حکایت از یک دیدار محرمانه بین دو تن از نمایندگان ایران و یک طرف امریکایی در سال 1986 دارد .این دیدار در هتل parisian در شهر پاریس برگذار شده.
 خبر انجا مهم می شود که بدانیم یکی از دو نماینده ایرانی رئیس جمهور فعلی یعنی دکتر حسن روحانی و بوده و طرف مقابل که خورد را امریکایی معرفی کرده مشاور ضد تروریسم نخست وزیر رژیم صهیونیستی وقت بوده و چیزی که بیش از همه جلب توجه می کند متنی است که ادعا شده سخنان دکتر روحانی در این ملاقات بوده که در ادامه مطلب ترجمه متن خبر هم موجود است.






اما  از چند دیدگاه می توان به این خبر وانگیزه نشر ان پرداخت.
در صورت صحت نداشتن این خبر می توان هدف این کار را بی اعتماد کردن مردم در این دوره زمانی به مقامات کشور و با توجه به مرحله جدید مذاکرات بد بین کردن به مذاکره کنندگان کشور و روند مذاکره دانست.
اما در صورت احتمال و صحیح بودن خبر ، طرف مذاکره کننده می تواند با نشر اطلاعات بیشتر و مدارک بیشتر مانند صدای ملاقات یا به صورت خصوصی و یا تهدید به عمومی کردن ان، برای گرفتن امتیازات بیشتر به نفع خود استفاده کند.البته همیشه یک سوی سیاست اینگونه حرکات است و شاید این ملاقات اینگونه که بیان شده از رهبر ایران پوشیده نبوده باشد و  این ملاقات یک حرکت سیاسی باشد.
از سوی دیگر تا به حال از سوی مقامات کشور شاهد موضع گیری نسبت به تایید یا رد صحت این خبر نبوده ایم و پس از نشر خبر شاهد اعمال پیشرفته ترین نوع فیلترینگ بر روی صفحه مذکور بوده ایم که با توجه به شعار سال بهتر است که این امر هر چه زود تر با اعلام موضع از سوای مقامات همراه باشد تا بیش از این باعث تشویش خاطر مردم نشود.



سخنرانی روز قبل امام خمینی در مورد اشخاص حیله گری که خواستار صلح تحمیلی و حکمیت تحمیلی


«ما الآن مبتلاى به جنگیم. یک دسته‏‌اى در همین قضیه هم دارند اشکال‌تراشى مى‏کنند، نه یک اشخاصى باشند که حالا تأثیرى داشته باشند، اما هستند. هستند اشخاصى که مى‏‌گویند که بیایید صلح بکنیم، بیایید یک سازشى بکنیم. ما از تاریخ باید این امور را یاد بگیریم؛ به حضرت امیر تحمیل کردند، مقدسین تحمیل کردند، آنهایى که جبهه‌‏شان داغ داشت و أضَرِّ مردم‌‏اند بر مسلمین، آنها تحمیل کردند به حضرت امیر حکمیت را و تحمیل کردند آنکه حَکَم باید بشود، بعد که حضرت امیر با فشار اینها نتوانست، مى‏‌خواستند بکشندش اگر نکند؛ براى اینکه آنها [پیشنهاد] کرده بودند که چه باید چه بشود؛ «حَکَم قرار بدهید، قرآن است، قرآن است این». این ابتلا را حضرت امیر داشت، الآن نظیر او را ما داریم. اینکه مى‏‌گویند، این‌‏ور و آن‏‌ور مى‏‌افتند که بگذارید یک حکمیتى پیدا بشود، بیایند حکم، حکم پیدا بشود که کارها را انجام بدهد، تشخیص بدهد که کى چى است، دنیا نمى‌‏داند که کى متجاوز است؟! ما از آن قضیه باید عبرت بگیریم و زیر بار حکمیت [نرویم‏]. ما در این هفت سالى که بوده است فهمیدیم که این حکم‌ها کى‌‏ها هستند و اینهایى که مى‌‏خواهند صلح ایجاد کنند کى‏‌ها هستند. قصه امام حسن و قضیه صلح، این هم صلح تحمیلى بود؛ براى اینکه امام حسن، دوستان خودش، یعنى آن اشخاص خائنى که دور او جمع شده بودند، او را جورى کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلى بود. این صلحى هم که حالا به ما مى‏‌خواهند بگویند، این‏ است. بعد از اینکه صلح کردند، به حسب روایت، به حسب نقل، معاویه به منبر رفت و گفت که تمام حرف‌هایى که گفتم، من قرار دادم، زیر پایم؛ مثل پاره کردن این مردیکه آن قراردادها را.

آن صلح تحمیلى که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلى که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیله‌‏گر درست شد، این ما را هدایت مى‌‏کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلى برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلى. ما باید خودمان به حسب رأى خودمان، به حسب رأى ملتمان، آن طورى که الآن همه ملت دارند مى‏‌گویند، ما باید این جنگ را ادامه بدهیم تا وقتى که ان شاء اللَّه پیروزى حاصل بشود و نزدیک است ان شاء اللَّه، منتها اگر بخواهد ملت ما نزدیک‌تر بشود این پیروزى، زیاد نزدیک بشود- که به صلاح ملت ماست و به صلاح ملت عراق است و به صلاح منطقه است- باید مجهز بشود، باید در این برهه زمان به تمام معنا مجهز بشود براى جبهه‌‏ها ...»




متن ادعا شده از سخنان دکتر روحانی در این ملاقات

طرف ایرانی: من از سخنرانی افراطی دیروز امام خمینی، احساس ناراحتی شدیدی دارم. فکر می‌کنم این تندروانه‌ترین سخنرانی امام پس از به دست گرفتن قدرت بود. او می‌خواهد همه‌ی کسانی را که با حالت ضدآمریکایی او همراهی نمی‌کنند، تکه تکه کند. اما این تقصیر شماست: شما آمریکایی‌ها نشسته‌اید و آنچه را که بین ما و عراق می‌گذرد، تماشا می‌کنید و هیچ کمکی به ما نمی‌کنید. شما تا وقتی که حرکتی نکنید و نیازهای ما را تأمین نکنید، چیزی از ایران به دست نمی‌آورید.

این باید برای شما واضح باشد که آنچه که الان من می‌گویم، چیزی است که رفسنجانی خواسته است تا بگویم. اگر این کار را نکنم، این پایان من خواهد بود. علاوه بر این، ما با افراطیانی همچون خمینی و پسرش، و با نیروهای سپاه، احاطه شده‌ایم. من چیزی برای خودم نمی‌خواهم. کوچک‌ترین پول، چنانی که من در جایگاهم نمی‌توانم هزینه کنم، باعث سوءظن است. من به دنبال چیزی هستم که برای کشورم بهترین است. شما باید بدانید که با چه کسی می‌توانید معامله کنید.

اگر شخصیت خمینی را تحلیل کرده باشید، می‌دانید که او یک مخالف قوی، باعث می‌شود که او صد قدم عقب برود در حالی که یک مخالف ضعیف، او را تحریک می‌کند که جلو بیاید. متاسفانه شما، موضع غلطی اتخاذ کرده‌اید. شما با او بسیار نرم برخورد می‌کنید. شما باید تندتر باشید، باید از موضع برتری و بالاتر برخورد کنید. شما قدرت نشان نمی‌دهید.

همه‌ی میانه‌روها در کشور ما، روی یک خط باریک، حرکت می‌کنند. ما نمی‌توانیم هروز یا هر هقته یا حتی هر ماه، جلسه داشته باشیم. ما آماده هستیم تا یک همکاری واقعی با شما داشته باشیم. اما اول شما باید به ما کمک کنید تا اسلام صحیح را در کشورمان، پرورش داده و گسترش دهیم و برای این، ما نیاز به پول و کمک شما داریم تا جنگ با عراق را خاتمه دهیم.

طرف غربی: من از صداقت شما ممنونم. هیچ کس از این مکالمه، مطلع نخواهد شد. فقط دو نفر در کشور من از آن اطلاع دارند. ... (یکسری جملات) ... به من بگویید که به نظر شما ضروریاتی که ما باید انجام دهیم، چیست؟

طرف ایرانی: ابتدا و قبل از همه، شما باید محکم مقابل خمینی بایستید، یک موضع محکم داشته باشید.

طرف غربی: برای نمونه، لبنان یکی از جاهایی است که ما سعی می‌کنیم جلوی خمینی بایستیم.

طرف ایرانی: این خوب است. در حالی که ما در ایران برای نیازهای امنیتی و معیشتی، نیاز به پول داریم، علما و پاسداران انقلاب حدود سه میلیون دلار فرستاده‌اند به لبنان. علمای لبنانی را جمع کرده‌اند و به آنها قول داده‌اند که لبنان را تبدیل به جمهوری اسلامی کنند. چقدر مزخرف! ما تلاش کردیم که جلوی این کار را بگیریم اما نتوانستیم. اگر دندان‌هایتان را به خمینی نشان ندهید، این فاجعه را در همه‌جای جهان خواهید دید. اگر او را با نیروی نظامی تهدید کنید، حتی ممکن است دستتان را ببوسد و کنار بکشد.

طرف غربی: ما کجا باید قدرتمان را نشان بدهیم؟

طرف ایرانی: مثلا اگر شما در لبنان بگویید که اگر تا پنج روز دیگر گروگان‌های جنگی را آزاد نکنید، اقدام نظامی علیه شما می‌کنیم و مقصر آن خود شما هستید.

طرف غربی: ما یک امپراطوری هستیم. در حال حاضر، آرام عمل می‌کنیم. شما نحوه‌ی عمل ما در لیبی را دیدید. اما ما معتقدیم که استفاده از قدرت ممکن است ایران را در دست روس‌ها قرار دهد.

طرف ایرانی: شما باید میان مسلمانان، یک پروپاگاندا علیه خمینی از طریق پاکستان و ترکیه، سازماندهی کنید.

 

طرف غربی: چگونه ما می‌توانیم به کسانی که در ایران معتقدند که آینده‌شان در گرو اتحاد با غرب است، کمک کنیم؟

طرف ایرانی: شما می‌توانید با این موضوع، یک کتاب بنویسید (تعدد راه‌کارها). اما بهترین راه این است که من پس از بازگشت به ایران و صحبت با نزدیکان آیت‌الله منتظری، طرحی را آماده می‌کنیم و به شما جواب می‌دهیم. اما من می‌خواهم بدانم که شما جدی هستید. من معتقدم که شما واقعاً نمی‌خواهید به ما کمک کنید. تا زمانی که خمینی و افرادش قدرت داشته باشند، هیچ نزدیکی‌ای با غرب رخ نخواهد داد.

نظرات  (۱)

باسلام.

لطفا بیا و حتما مطلبم را بخون و دربارش نظر بده!

 

عنوان مطلب:      بازی‌هایی که مارا بازی می دهند!

لینک مطلب:  http://masira.ir/index.php?newsid=108

 

تک تک نظر هارا بررسی می کنم.وحتما بازم بهتون سر می زنم.

یاعلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی